مجری شبکه افق که کفن اهدا میکند کیست !!

با یک جستجوی سرسری نتونستم اسم مجری برنامه موسوم به جعبه سیاه را پیدا کنم همینقدر بگویم که آدم از دیدن چهره و زبان و زبان بدن او در موقع دادن هدیه! منزجر میشود

در حالت عادی انسان وقتی با یک همنوع خود که به نوعی مهمانش محسوب میشه روبرو میشود سعی میکند برایش بهترین حالات را بوجود بیاورد

تصور کنید معلم سالهای دور شما مهمان شما باشد به مغز شما هم خطور میکند بهش بگید:( آقا شما میمیری ها ،میدونی آخر میمیری؟)

یک حالت دیگر از نظر منطقی است

یعنی مجری یک لحظه هم با خودش فکر نمیکند که وقتی چیزی برای همه هست و مثلا همه میمیرند دیگه چه لزومی داره اونو به کسی بگیم

حالت دیگر اینکه مثلا سرنوشت و زندگی چه کسانی دست و زیر نظر اقای عامل است که او باید بداند که اخر میمیرد حالا که دانست چه کاری باید برای مردم زیر نظرش بکتد که قبلا نمیکرد

اما حالت دیگر حالت روانشناختی است

کسانی این فکر به ذهنشان میرسد که معمولا مشکل اجتماعی وتربیتی و روانی دارند مثلا فکر کنید پنج نفر یکجا هستند که چهارنفرشان باهم بازی وشادی میکنند و یک نفر چنین استعدادی ندارد و منزوی است و به این فکر میافتد که اخر که همه در مرگ مساوی هستیم پس مشکلی نیست ! این ایده های مخرب از این چنین اذهانی تراوش میکند ،اکنون اشخاص پست با چنین پیشینه هایی به پست ومقام رسیده اند

همه میدانند که در یک شرایط عادی هیجکدام از صاحب منسبان دستگاها جایشان آنجا نیست

میدونید چیه !

میدونید چرا بدبخت ترین هستیم !

در هر کشوری مسئولان و حاکمان باید بیشتر از مردم عادی بفهمند و بیاندیشند که چطور راه را برای بهتر شدن جامعه را هموار کنند

ما تنها کشور روی زمین هستیم که اکثریت مردمان ان از حاکمان و مسئولان آن کشور فرسنگ ها جلوتر هستند و مسئولان درست نقش ترمز را در برابر پیشرفت جامعه ایفا میکنند

مثلا در جاهای دیگر زمین حاکمان فکر میکنند چطور علم و تکنولوژی روز را به دانشگاهای کشور خودشون بیاورند ،اینجا استادان نخبه دانشگاهها را بخاطر اینکه فقط به تدریس و ترویج دانش پرداخته اند اخراج میکنند و به جایش مداحان معروف هیات های عزاداری را به درجه استادی رسانده و عضو هیات علمی دانشگاه میکنند!

البته کسی که اینها را نمیداند فکر میکند دارم شوخی میکنم

ولی به قول دیالوگ فیلم تاراج "نه شوخی نمیکنم"

نوشته جدید

آزمایش میشود